گاف امنیتی آمریکا در پیامرسان سیگنال؛ یک خبرنگار بهاشتباه وارد «گروه جنگ» شد
چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴ - ۰۷:۲۶مطالعه 13 دقیقهروز ۱۵ مارس (۲۵ اسفند)، ایالات متحده حملات هوایی گستردهای را علیه مواضع حوثیها در یمن آغاز کرد. چند ساعت پیش از آن، جفری گلدبرگ، سردبیر نشریهی آتلانتیک، در خودروی خود در پارکینگ یک سوپرمارکت منتظر بود ببیند که آیا حمله آغاز خواهد شد یا خیر. اینکه او چطور از این عملیات مخفی نظامی مطلع شده بود، داستان بسیار عجیبی دارد که گلدبرگ روز پیش در مقالهای بهطور مفصل دربارهاش صحبت کرد.
گلدبرگ چهار روز پیش از آغاز حملات هوایی، یک درخواست ارتباط در اپلیکیشن سیگنال از فردی به نام مایکل والتز دریافت کرد؛ نامی که متعلق به مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالاتمتحده است. دو روز بعد، او به یک گروه پیامرسانی اضافه شد که از سوی مقامات ارشد دولت برای هماهنگی گفتوگوهای سطح بالای امنیت ملی دربارهی حوثیهای یمن ایجاد شده بود. ظاهراً، او بهطور تصادفی به این گروه اضافه شده بود.
گلدبرگ تا آخرین لحظه به اعتبار گروه و هویت افراد حاضر در چت تردید داشت؛ تا اینکه از پستهای منتشرشده در شبکهی ایکس متوجه شد حمله واقعاً رخ داده است. پیامهای گروه کاملاً صحت داشتند و پای سردبیر آتلانتیک ناخواسته و بهطرز عجیبی به بحثهای امنیتی و حساس دولت کشیده شده بود.
اما اینکه مقامات امنیتی یک کشور برنامههای جنگی محرمانه را در یک چت گروهی مطرح میکنند و ندانسته، یک روزنامهنگار را هم به گروه دعوت میکنند، چه معنایی دارد؟
شروع ماجرا
روز سهشنبه، ۱۱ مارس، جفری گلدبرگ یک درخواست ارتباط در سیگنال از کاربری با نام مایکل والتز دریافت کرد. سیگنال، سرویس پیامرسانی رمزگذاریشده و متنباز است که میان روزنامهنگاران و افرادی که بهدنبال حریم خصوصی بیشتری نسبت به سایر پیامرسانها هستند، محبوبیت دارد. گلدبرگ تصور کرد که این مایکل والتز احتمالاً همان مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ باشد، اما گمان نمیکرد که درخواست واقعاً از سوی خود والتز ارسال شده باشد. او قبلاً والتز را ملاقات کرده بود، اما تماس مذکور با توجه به روابط پرتنش دولت ترامپ با روزنامهنگاران، برایش بسیار عجیب بود. بااینحال، او درخواست را پذیرفت، به امید اینکه فرد مورد نظر، واقعاً مشاور امنیت ملی آمریکا باشد.
دو روز بعد در ساعت ۴:۲۸ بعدازظهر، گلدبرگ پیامی دریافت کرد که او را به یک گروه چت در سیگنال اضافه کردهاند. نام گروه «Houthi PC small group» بود.
پیامی که از سوی «مایکل والتز» در گروه ارسال شد، چنین بود:
«تیم، در حال ایجاد یک کمیتهی مقامات عالیرتبه برای هماهنگی دربارهی حوثیها، بهویژه در ۷۲ ساعت آینده هستیم. معاون من الکس وانگ، یک تیم ویژه در سطح معاونان و رؤسای ستاد سازمانها تشکیل داده است که پیرو جلسهای در اتاق وضعیت کاخ سفید، موارد اقدام را دنبال و امشب جزئیات را ارسال خواهد کرد.»
و در ادامهی پیام: «لطفاً بهترین رابط تیم خود را برای هماهنگی در چند روز آینده و آخر هفته معرفی کنید. ممنون.»
اصطلاح «کمیتهی مقامات عالیرتبه» (PC) معمولاً به گروهی از عالیرتبهترین مقامات امنیت ملی، ازجمله وزرای دفاع، امور خارجه و خزانهداری و همچنین رئیس سیا اشاره دارد. گلدبرگ در گزارش خود تأکید کرد که تا پیش از این، هرگز به جلسهای از کمیتهی مذکور دعوت نشده بود و هرگز نشنیده بود که چنین جلسهای در یک اپلیکیشن پیامرسان تجاری برگزار شود.
بهگفتهی گلدبرگ، اعضای حاضر در گروه ۱۸ نفر بودند، ازجمله جیدی ونس معاون رییسجمهور، مارکو روبیو وزیر امور خارجه، تولسی گابارد مدیر اطلاعات ملی، جان رتکلیف رئیس سازمان سیا، مایکل والتز مشاور امنیت ملی، پیت هگست وزیر دفاع، سوزی وایلس رئیس دفتر کاخ سفید، استیون میلر، مشاور ترامپ و البته خود جفری گلدبرگ سردبیر آنتلانیک که با نام «JG» در گروه حضور داشت؛ اما ظاهراً هیچکس متوجهش نشده بود.
این پیامرسانی گروهی روز پنجشنبه با معرفی رابطها در همینجا به پایان رسید.
گلدبرگ باورش نمیشد مقامات ارشد آمریکا ازطریق سیگنال دربارهی برنامههای جنگی صحبت کنند
گلدبرگ پس از دریافت پیام والتز دربارهی تشکیل گروه «Houthi PC small group»، با چند نفر از همکارانش مشورت کرد. آنها این احتمال را مطرح کردند که شاید پیامها بخشی از یک کمپین اطلاعات نادرست بوده یا از سوی یک سرویس اطلاعاتی خارجی سازماندهی شده باشند یا احتمالاً یک گروه رسانهای برای دستانداختن خبرنگاران آنها را ارسال کرده است.
گلدبرگ بهشدت نسبت به واقعی بودن این گروه شک داشت، چون باورش نمیشد که مقامات ارشد امنیت ملی ایالاتمتحده ازطریق سیگنال دربارهی برنامههای جنگی صحبت کنند. او همچنین باورش نمیشد که مشاور امنیت ملی رئیسجمهور چنان بیاحتیاط باشد که سردبیر نشریهی آتلانتیک را در چنین گفتوگوهایی با مقامات ارشد ایالات متحده، از جمله معاون رئیسجمهور، وارد کند.
اما روز بعد، اوضاع حتی از این هم عجیبتر شد.
مخالفت ونس با ترامپ
حساب کاربری جیدی ونس در ساعت ۸:۱۶ صبح روز جمعه در گروه سیگنال نوشت: «تیم، من امروز برای یک رویداد اقتصادی در میشیگان هستم؛ اما فکر میکنم که داریم اشتباه میکنیم.» (ونس آن روز واقعاً در میشیگان بود).
ونس ادامه داد: «۳ درصد از تجارت ایالاتمتحده از طریق کانال سوئز انجام میشود. ۴۰ درصد از تجارت اروپا نیز همین مسیر را طی میکند. این خطر واقعی وجود دارد که افکار عمومی، مسئله را درک نکند یا نداند که چرا اقدام ما ضرورت دارد. قویترین دلیل برای انجام حمله، همانطور که رئیسجمهور گفت، ارسال پیام است.»
در ادامه، ونس پیامی قابل توجه ارسال کرد؛ از این نظر که معاون رئیسجمهور تاکنون تقریباً در هیچ مسئلهای با موضع ترامپ مخالفت نکرده بود:
من مطمئن نیستم که رئیسجمهور از میزان مغایرت این اقدام با پیام او در مورد اروپا آگاه باشد. همچنین، خطر افزایش متوسط تا شدید قیمت نفت وجود دارد. من آمادهام که از اجماع تیم حمایت کنم و این نگرانیها را برای خودم نگه دارم، اما دلیل محکمی برای به تعویق انداختن این اقدام به مدت یک ماه وجود دارد؛ تا بتوانیم روی پیامرسانی دربارهی اهمیت آن کار کنیم، وضعیت اقتصادی را بررسی کنیم و غیره.
بعد در ساعت ۸:۲۷ صبح، پیامی از حساب «پیت هگست» خطاب به ونس فرستاده شد:
من نگرانیهای شما را درک میکنم و کاملاً موافقم که این موضوع را با رئیسجمهور مطرح کنید. اینها ملاحظات مهمی هستند، که بسیاری از آنها قابل پیشبینی نیستند (اقتصاد، صلح در اوکراین، غزه و غیره). فکر میکنم که پیامرسانی در هر صورت دشوار خواهد بود. هیچکس حوثیها را نمیشناسد و به همین دلیل باید روی دو محور تمرکز کنیم: ۱) شکست سیاستهای بایدن؛ ۲) تأمینمالی از سوی ایران.
هگست در ادامه نوشت:
«به نظر من، تعویق چند هفتهای یا یک ماهه، محاسبات اساسی را تغییر نخواهد داد. در صورت تأخیر، دو خطر فوری وجود دارد: ۱) این موضوع افشا شود و ما مردد به نظر برسیم. ۲) اقدام زودهنگام اسرائیل یا فروپاشی آتشبس غزه که مانع از اجرای عملیات تحت شرایط مطلوب ما میشود.
ما میتوانیم هر دو سناریو را مدیریت کنیم. ما آمادهی اجرای عملیات هستیم و اگر تصمیمگیری با من بود، همین حالا اقدام میکردم. این مسئله دربارهی حوثیها نیست. از نظر من، عملیات دو هدف اصلی دارد: ۱) احیای آزادی کشتیرانی، که از منافع ملی حیاتی است؛ ۲) بازگرداندن بازدارندگی، که بایدن آن را تضعیف کرده است.
البته، میتوانیم صبر کنیم. در این صورت، تمام تلاشم را برای حفظ امنیت عملیاتی به کار خواهم بست. بااینحال، از شنیدن دیدگاههای دیگران نیز استقبال میکنم.»
چند دقیقه بعد، مایکل والتز یادداشتی مفصل در مورد آمار تجارت و محدودیتهای نیروی دریایی اروپا در گروه ارسال کرد: «چه حالا و چه چند هفتهی دیگر، این ایالات متحده است که باید مسیرهای دریایی را بازگشایی کند. طبق دستور رئیسجمهور، ما با وزارت دفاع و وزارت امور خارجه همکاری میکنیم تا هزینههای مربوطه را محاسبه کرده و به اروپاییها تحمیل کنیم.»
جیدی ونس در ساعت ۸:۴۵ پیامی برای هگست ارسال کرد: «اگر فکر میکنید باید این کار را انجام دهیم، پس انجامش دهیم. فقط از اینکه دوباره مجبوریم اروپا را نجات دهیم، متنفرم.»
(دولت آمریکا معتقد است که متحدان اروپایی از حفاظت نیروی دریایی ایالاتمتحده از مسیرهای کشتیرانی بینالمللی، سود اقتصادی میبرند).
هگست سه دقیقه بعد پاسخ داد:
من کاملاً با احساس انزجار شما از سواری رایگان اروپا موافقم. واقعاً رقتانگیز است. اما مایک درست میگوید، ما تنها کشوری در جهان هستیم (در جبههی خودمان) که توانایی انجام این کار را داریم. هیچکس حتی نزدیک به توانایی ما نیست. مسئله، زمانبندی است. با توجه به دستور رئیسجمهور برای بازگشایی مسیرهای دریایی، احساس میکنم اکنون زمان مناسبی برای اقدام باشد. معتقدم باید اقدام کنیم، اما رئیسجمهور هنوز ۲۴ ساعت فرصت برای تصمیمگیری دارد.
در این لحظه، «S M»، احتمالاً استیون میلر مشاور مورد اعتماد ترامپ، که تاکنون در بحث سکوت کرده بود، وارد گفتوگو شد:
طبق اطلاعاتی که به من رسیده، موضع رئیسجمهور واضح است: چراغ سبز، اما باید بهزودی به مصر و اروپا اعلام کنیم که در ازایش چه انتظاری از آنها داریم. همچنین باید راهی برای اجرای این خواسته پیدا کنیم. بهعنوانمثال، اگر اروپا از پرداخت هزینه خودداری کند، چه باید کرد؟ اگر ایالاتمتحده آزادی کشتیرانی را با هزینهای گزاف برقرار کند، باید در ازای آن منافع اقتصادی مشخصی حاصل شود.
صحبت میلر عملاً به بحث خاتمه داد. آخرین پیام این گروه از سوی هگست در ساعت ۹:۴۶ صبح ارسال شد: «موافقم.»
گلدبرگ متعجب بود که چرا هیچکس در گروه متوجه حضور او نشده بود
بااینحال، گلدبرگ هنوز نگران بود که این یک عملیات اطلاعات نادرست یا نوعی شبیهسازی باشد. او همچنین متعجب بود که چرا هیچکس در گروه متوجه حضور او نشده بود. اما اگر تمام اینها فریب بود، سطح تقلید و درک عمیق سیاست خارجی در آن شگفتانگیز بود.
صبح روز بعد، شنبه ۱۵ مارس، این ماجرا وارد مرحلهای عجیبتر شد.
همهچیز واقعی بود
در ساعت ۱۱:۴۴ صبح شنبه، حساب کاربری هگست یک «بهروزرسانی تیمی» در سیگنال ارسال کرد. گلدبرگ بهدلایل امنیتی، صحبتی از آنها نکرد و صرفاً برای نشاندادن «بیپروایی شوکهکنندهی این مکالمات»، نوشت که پیام هگست شامل جزئیات عملیاتی حملات آتی به یمن بود؛ ازجمله اطلاعات مربوط به اهداف، سلاحهایی که ایالاتمتحده استفاده خواهد کرد و ترتیب حملات.
تنها فردی که به این پیام پاسخ داد، معاون رئیسجمهور بود. ونس نوشت: «من برای پیروزی دعا خواهم کرد.» دو کاربر دیگر نیز پس از او ایموجی دعا ارسال کردند.
براساس پیام طولانی هگست، اولین انفجارها در یمن قرار بود دو ساعت بعد رخ دهد. بنابراین، گلدبرگ در ماشینش در پارکینگ یک سوپرمارکت منتظر ماند و با خود فکر کرد که اگر این چت در سیگنال واقعی باشد، اهداف حوثیها بهزودی بمباران خواهند شد.
وقتی گلدبرگ حدود ساعت ۱:۵۵، به شبکهی اجتماعی ایکس رفت و کلمهی یمن را جستوجو کرد، در کمال ناباوری متوجه شد که در آن لحظه، انفجارهایی در سراسر صنعا شنیده میشدند.
گلدبرگ دوباره به گروه سیگنال برگشت. در ساعت ۱:۴۸ بعدازظهر، مایکل والتز پیامی در گروه فرستاد که گلدبرگ بهطور مستقیم از آن نقلقول نکرد و صرفاً گفت که والتز، عملیات را «کاری شگفتانگیز» توصیف کرد و دیگر اعضا نیز پیامهایی با همین مضمون فرستادند.
وقتی صحبت از ارزیابی خسارت و احتمال کشتهشدن یک فرد خاص شد، گلدبرگ دیگر تقریباً مطمئن شده بود که این گروه سیگنال، واقعی است.
خروج از گروه سیگنال
گلدبرگ، با درک حقیقتی که تا چند ساعت قبل غیرممکن به نظر میرسید، گروه را ترک کرد. او میدانست که این عمل، اعلانی خودکار به مایکل والتز، سازندهی گروه، ارسال میکند. بااینحال، هیچکس در گروه متوجه حضور او نشده بود و هیچ پرسشی هم در مورد دلیل خروج او یا مهمتر از آن، هویت «JG»، مطرح نشد.
گلدبرگ صبح روزی که قرار بود مقالهاش را منتشر کند، ایمیل و پیامی در سیگنال برای والتز، هگست، جان رتکلیف و دیگر مقامات فرستاد و این سؤالات را مطرح کرد:
- آیا «Houthi PC small group» یک گروه چت واقعی در سیگنال است؟
- آیا آنها میدانستند که گلدبرگ در این گروه حضور دارد؟
- آیا بهطور تصادفی در این گروه اضافه شده بود، یا عمداً دعوت شده بود؟
- اگر عمدی نبود، فکر میکردند او کیست؟
- آیا هیچیک از اعضا هنگام اضافه شدن او متوجه هویتش نشدند؟ یا وقتی که گروه را ترک کرد؟
- آیا مقامات ارشد دولت ترامپ معمولاً برای بحثهای حساس از سیگنال استفاده میکنند؟
- آیا آنها فکر میکنند که استفاده از چنین کانالی میتواند جان پرسنل آمریکایی را به خطر بیندازد؟
دو ساعت بعد، برایان هیوز، سخنگوی شورای امنیت ملی، به سؤالات گلدبرگ پاسخ داد و اصالت گروه سیگنال را تأیید کرد.
هیوز نوشت:
به نظر میرسد که این یک زنجیرهی پیام واقعی باشد و ما در حال بررسی این موضوع هستیم که چگونه یک شماره بهطور ناخواسته به گروه اضافه شده است. گفتوگوی مذکور، هماهنگی عمیق و دقیق سیاستگذاری بین مقامات ارشد را نشان میدهد. موفقیت مداوم عملیات علیه حوثیها نشان میدهد که هیچ تهدیدی متوجه نیروها یا امنیت ملی نبوده است.
ویلیام مارتین، سخنگوی ونس، هم گفت که با وجود تصوری که پیامها القا میکند، معاون رئیسجمهور کاملاً با رئیسجمهور همسو است و ونس قاطعانه از سیاست خارجی دولت حمایت میکند.
گلدبرگ در مقالهاش نوشت که تاکنون در عمرش چنین درز اطلاعات امنیتیای ندیده است.
ابعاد وسیع درز اطلاعات امنیتی
به گفتهی گلدبرگ، استفادهی مقامات امنیت ملی آمریکا از سیگنال برای هماهنگی جلسات و امور لجستیکی غیرمعمول نیست، اما این اپلیکیشن معمولاً برای بحثهای محرمانه و جزئیات عملیات نظامی مورد استفاده قرار نمیگیرد؛ و البته، او هرگز نشنیده بود که یک روزنامهنگار به چنین بحثی دعوت شود.
از نظر چندین وکیل امنیت ملی (که آتلانتیک با آنها در مورد «یک سناریوی فرضی» گفتوگو کرده بود)، والتز احتمالاً با سازماندهی یک عملیات امنیت ملی از طریق سیگنال، چندین ماده از «قانون جاسوسی» را نقض کرده و این قانون شامل مقررات سختگیرانهای در مورد مدیریت اطلاعات دفاع ملی است.
بهگفتهی وکلا:
- هیچ مقام آمریکایی نباید برای چنین مباحثی گروه سیگنال ایجاد کند.
- اطلاعات مرتبط با عملیات فعال به احتمال زیاد تحت تعریف «اطلاعات دفاع ملی» در این قانون قرار میگیرد.
- سیگنال اپلیکیشن تأییدشدهای برای تبادل اطلاعات طبقهبندیشده نیست.
- دولت سیستمهای مخصوص خود را برای این کار دارد.
- بحث دربارهی فعالیتهای نظامی باید در «تأسیسات اطلاعات حساس» (SCIF) انجام شود (بیشتر مقامات امنیتی در سطح کابینه، SCIF مخصوص خود را در خانه دارند).
- مقامات فقط باید از تجهیزات تأییدشدهی دولتی برای چنین ارتباطاتی استفاده کنند.
در حالت عادی، استفاده از تلفن همراه در SCIF مجاز نیست، که نشان میدهد این مقامات در هنگام ارسال اطلاعات در گروه سیگنال، احتمالاً در مکانهای عمومی در حال تردد بودهاند. اگر گوشی آنها گم میشد یا به سرقت میرفت، خطر برای امنیت ملی بسیار شدید میبود.
به گفتهی گلدبرگ، پیت هگست، جان رتکلیف و دیگر مقامات در سطح کابینه احتمالاً اختیارات لازم برای رفع طبقهبندی این اطلاعات را دارند. برخی از وکلای امنیت ملی نیز اشاره کردند که مقامات حاضر در گروه سیگنال ممکن است ادعا کنند اطلاعات به اشتراک گذاشتهشده را از طبقهبندی خارج کردهاند؛ اما از نظر وکلا، استدلال آنها قانعکننده نیست، زیرا سیگنال پلتفرمی تأییدشده برای تبادل اطلاعات حساس محسوب نمیشود، حتی اگر آن اطلاعات دارای مُهر «فوق سری» نباشد.
مشکل دیگر این بود که والتز برخی از پیامهای گروه سیگنال را به گونهای تنظیم کرده بود که پس از یک یا چهار هفته ناپدید شوند.
والتز برخی از پیامها را به گونهای تنظیم کرده بود که پس از چند هفته ناپدید شوند
این موضوع پرسشهایی را در مورد نقض احتمالی قانون فدرال مربوط به اسناد دولتی مطرح میکند، زیرا پیامهای متنی مربوط به اقدامات رسمی، اسناد دولتی محسوب میشوند و باید حفظ شوند. آیا مقامات برای راحتی از سیگنال استفاده میکنند؟ یا به این دلیل که پیامها ناپدید میشوند؟
بهگفتهی کارشناسانی که آتلانتیک با آنها مصاحبه کرده، استفاده از پیامرسانهایی مانند سیگنال برای امور رسمی، برای همهی کارکنان دولت ممنوع است، مگر اینکه پیامها فوراً به یک حساب رسمی دولتی ارسال شوند. نقض عمدی این مقررات میتواند مبنای اقدامات انضباطی باشد. علاوهبراین، سازمانهایی مانند وزارت دفاع، ارسال پیامهای الکترونیکی حاوی اطلاعات طبقهبندیشده را تنها به شبکههای دولتی طبقهبندیشده یا شبکههایی با پروتکلهای رمزگذاری مورد تأیید دولت محدود میکنند.
چندین مقام سابق آمریکایی به آتلانتیک گفتند که از سیگنال صرفاً برای تبادل اطلاعات غیرطبقهبندیشده و مسائل روزمره، بهخصوص هنگام سفرهای خارجی که دسترسی به سیستمهای دولتی آمریکا محدود است، استفاده کردهاند.
اما همگی تأکید داشتند که هرگز اطلاعات طبقهبندیشده یا حساس را در اپلیکیشن سیگنال ارسال نکردهاند، زیرا احتمال هک شدن گوشیهای آنها از سوی سرویسهای اطلاعاتی خارجی وجود دارد. جالب اینجا است که دونالد ترامپ، هم در دوران نامزدی و هم در دوران ریاستجمهوری، بارها خواستار زندانی شدن هیلاری کلینتون شد، صرفاً به این دلیل که از یک سرور ایمیل خصوصی برای امور دولتی در دوران وزارت خارجهاش استفاده کرده بود.
این دقیقاً مصداق «افشای اطلاعات» است
بنابراین، میتوان گفت والتز و دیگر مقامات کابینه، صرفاً با استفاده از سیگنال برای بحث در مورد عملیات محرمانه، سیاستها و قوانین دولتی را نقض کردهاند؛ اما زمانی که والتز به اشتباه یک روزنامهنگار را به گروه اضافه کرد، مسائل امنیتی و حقوقی ابعاد جدیتری به خود گرفت. حالا، این گروه داشت اطلاعات حساس را به فردی منتقل میکرد که مجوز دریافت آن را نداشت.
این دقیقاً مصداق «افشای اطلاعات» است؛ حتی اگر اقدام غیرعمدی بوده باشد و حتی اگر دریافتکنندهی اطلاعات تا قبل از حملهی آمریکا به یمن، از صحت اطلاعات افشاشده اطمینان نداشته باشد.
وقتی روز دوشنبه از ترامپ دربارهی ماجرای سیگنال پرسیدند، پاسخ داد:
«من هیچ اطلاعی از موضوع ندارم. شما اولین کسی هستید که این را به من میگویید. من طرفدار مجلهی آتلانتیک نیستم. به نظر من، مجلهی آتلانتیک در حال ورشکستگی است. فکر نمیکنم مجلهی مهمی باشد.»
هگست دربارهی پیامهای سیگنال میگوید: «هیچکس در حال تبادل پیام دربارهی برنامههای جنگی نبود و این تمام چیزی است که میتوانم بگویم.»
وقتی از گلدبرگ در مصاحبهای پرسیده شد که آیا میداند اصلاً چطور این اتفاق برای او افتاد، پاسخ داد:
واقعاً هیچ ایدهای ندارم. موضوع شگفتانگیز این است که هیچکس در گروه نپرسید اصلاً JG کیست؟ و وقتی که از گروه خارج شدم، به نظر نمیرسید که کسی بگوید «هی، چرا JG رفت؟»
گلدبرگ در پاسخ به این سؤال که آیا نگران انتقامجویی از سوی دولت ترامپ بهخاطر نوشتن گزارش است، گفت:
«نگرانی دربارهی تهدید یا تلافی، وظیفهی من نیست. ما فقط باید سر کار بیاییم و تا جایی که میتوانیم کارمان را به بهترین شکل انجام دهیم. متأسفانه در جامعهی امروز در روزنامهنگاری شرکتی، شرکتهای حقوقی و بسیاری از صنایع دیگر، بیشازحد شاهد اطاعت پیشگیرانه هستیم که برای من خوشایند نیست. تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که کارمان را انجام دهیم.»
ChatGPT تنها هوش مصنوعی تولیدکننده متن نیست. در این مقاله به بهترین چت بات های جایگزین ChatGPT اشاره میکنیم و در مورد هر یک توضیح میدهیم.
لری پیج همبنیانگذار گوگل به جایگاهی رسید که نیکولا تسلا نتوانست؛ نه به دلیل هوش بیشتر، بلکه چون توانست ایدههایش را به واقعیت تبدیل کند.
بهترین گوشیهای پوکو کدام مدلها هستند؟ در مقالهی پیش رو، بهترین مدلهای پوکو از نظر دوربین، باتری و قدرت پردازشی معرفی میشوند.
در مقالهی بهترین یخچال فریزر ایرانی، بهترین مدلهای موجود در بازار از برندهای ایرانی همچون اسنوا، دوو، ایکس ویژن و جیپلاس را معرفی خواهیم کرد.
مدیرعامل انویدیا میگوید که زمان زیادی تا انقلاب رباتهای انساننما باقی نمانده است.
یخچال فریزرهای جدید سامسونگ با قابلیتهای هوشمند روانهی بازارهای جهانی شدند.
خودرو جدید BYD Qin L که برای جوانان طراحی شده است، قیمت منطقی دارد و با سیستم پیشرفتهی کمکراننده عرضه میشود.